همه چیز درباره والت دیسنی – از اولین جایزه اسکار تا پارک های تفریحی
معمولا وقتی راجع به شخصیتی مطلب نوشته می شود و نامش در تیتر قرار می گیرد، برای خواننده این سوال پیش می آید که “خب این کی هست؟” یا اینکه “اسمش را شنیده ام! باید معروف باشد!” اما تعدادی از شخصیت ها هستند که این سوال ها در موردشان مضحک به نظر می رسد! کسانی که اگر بگوییم همه آنها را می شناسند اغراق نکرده ایم! والت دیسنی بهترین نمونه از این افراد است. همه با فیلم هایش بزرگ شده اند، همه از کارتون هایش خاطره دارند.
از او با عناوین کارگردان، فیلمساز، نمایشنامه نویس، صداپیشه، انیماتور، کارآفرین، هنرمند، یک نماد جهانی، و یک فعال امور خیریه یاد می شود. خالق صنعت انیمیشن سازی با برادرش کمپانی بزرگ والت دیسنی را چنان پایه گذاری کرد که امروز پس از نیم قرن از درگذشت او هنوز در این حوزه برترین محسوب می شود و با درآمدی بالغ بر ۳۵ میلیارد دلار در سال یکی از سودآورترین شرکت های جهان شمار می آید.
شخصیت میکی ماوس (Mickey Mouse) که او با دستان خودش خلق کرد و با صدای خودش به آن جان بخشید برای خیلی ها نماد انیمیشن است. او در تاریخ برگزاری مراسم اسکار رکوردهای ۵۲ بار نامزدی، بردن ۲۶ جایزه و بردن ۴ جایزه در یک سال را برای خودش ثبت کرده است.
این مطلب در حقیقت ادامه مطلبی است تحت عنوان “همه چیز درباره والت دیسنی – از کودکی تا میکی ماوس” که در قبلا در کیک سیب منتشر شده بود. کیک سیب پیشنهاد می کند آن مطلب را نیز مطالعه بفرمایید.
اولین اسکار. در سال ۱۹۳۲ دیسنی جایزه ویژه آکادمی را به خاطر خلق میکی ماوس از آن خود کرد. شخصیتی که برنامه هایش از سال ۱۹۳۵ به صورت رنگی تولید شد و به سرعت از آن شخصیت های دیگر کارتونی مثل “دونالد داک (Donald Duck)“، “گوفی (Goofy)“، و “پلوتو (Pluto)” متولد شدند. پلوتو و دونالد در سال ۱۹۳۷ برنامه های خاص خودشان را بدست آوردند و گوفی هم در سال ۱۹۳۹ برنامه های تک نفره اش شروع شد. از تمام همکاران میکی ماوس، دونالد داک از همه معروف تر شد و بعد از میکی ماوس لقب دومین شخصیت موفق تاریخ انیمیشن را از آن خود کرد.
سال های طلایی انیمیشن (۱۹۴۱ –۱۹۳۷). بعد از ساخت دو سریال کارتونی، در سال ۱۹۳۴ دیسنی برنامه ریزی هایش را برای تولید یک فیلم انیمیشن سینمایی آغاز کرد. در سال ۱۹۳۵ یک نظرسنجی نشان داد که شخصیت کارتونی دیگری به نام “پاپای ملوان (Popeye the Sailor)” محبوبیت بیشتری از میکی ماوس دیسنی دارد. به هر حال والت هم قادر بود محبوبیت میکی ماوس را به او بازگرداند و هم اینکه با طراحی مجدد او محبوبیتش را از آن هم فراتر ببرد. این طرح جدید همان طرحی است که میکی ماوس بیشتر اوقات در آن قالب دیده شده است. وقتی صنعت فیلم سازی از تصمیم والت برای ساخت نسخه بلند انیمیشن “سپیدبرفی (Snow White)” مطلع شد پروژه ای با عنوان “حماقت دیسنی” کلید خورد، آنها مطمئن بودند که این تصمیم استودیوی دیسنی را نابود خواهد کرد. هم برادر والت یعنی “روی” و هم همسر او تلاش کردند که او را از این تصمیم منصرف کنند اما والت برنامه را به پیش می برد. او حتی “دون گراهام (Don Graham)” استاد “موسسه هنر کوینارد (Chouinard Art Institute)” را برای آموزش کارمندانش استخدام کرد، و از یکی از تولیدات زنده/انیمیشن پیشین اش یعنی “سمفونی های سیلی (Silly Simphonies)” را مبنای آموزش و آزمایش حرکات طبیعی انسان، انیمه شحصیت های انسانی، جلوه های ویژه، و روش های مختلف تولید قرار داد.
تمام این تعلیمات و تمرینات باعث افزایش کیفیت استودیوی دیسنی شدند و این استودیو قابلیت تولید کاری را با کیفیت مورد درخواست والت داشت. “سپید برفی و هفت کتوله (Snow White and Seven Dwarfs)” از سال ۱۹۳۴ تا اواسط ۱۹۳۷ در پروسه تولید بود تا اینکه استودیو دیگر قادر به ادامه سرمایه گذاری روی آن نبود. برای جذب سرمایه و دریافت وام والت مجبور بود نسخه اولیه ای از کار را به کارمندان بانک آمریکا (the bank of America) نشان دهد، بانکی که در نهایت پرداخت هزینه های کافی برای اتمام پروژه را قبول کرد. ۲۱ دسامبر سال ۱۹۳۷ این فیلم انیمیشنی به روی پرده رفت و مورد استقبال بی نظیر تماشاگران قرار گرفت. اولین فیلم بلند انیمیشنی و رنگی آمریکا در سال ۱۹۳۸ در بازار پخش شد و موفق ترین انیمیشن آن سال لقب گرفت. بیش از ۸ میلیون فروش سینمایی به خوبی نشانگر این مورد بود.
دوران طلایی انیمیشن. بعد از موفقیت سپید برفی که یک جایزه کامل اسکار و هشت جایزه فرعی را برد والت تصمیم گرفت ساختمان جدیدی را برای کمپانی دیسنی تاسیس کند. سپید برفی نه تنها نقطه اوج دیسنی بود بلکه این کمپانی را وارد دورانی کرد که بعدها به دوران طلایی دیسنی معروف شد. انیمیشن بلند “پینوکیو (Pinocchio)” که تازه تمام شده بود، و به دنبال آن ادامه کار روی “فانتازیا (Fantasia)” و “بامبی (Bambi)“، و شروع پروژه های “آلیس در سرزمین عجایب (Alice in Wonderland)” و پیتر پن (Pitter Pan)“، در حالی بود که تولید انیمیشن های کوتاه نیز همچنان ادامه داشت، میکی ماوس، دونالد داک، گوفی، و پلوتو. در این دوران در دهه ۱۹۳۰ انیماتور فرد مور (Fred Moore) میکی ماوس را به دنبال پیشی گرفتن مشهوریت دونالد داک از میکی ماوس دوباره طراحی کرد.
پینوکیو و فانتازیا به دنبال سپیدبرفی و هفت کوتوله اکران شدند اما هردو از نظر مالی ناامید کننده از آب درآمدند. پروژه کم “هزینه دامبو (Dumbo)” برای موفقیت تجاری آغاز شد اما در میانه راه اکثر کارمندان دیسنی به اعتراض به رابطه ابزاری والت با کارمندانش اعتصاب کردند.
دوران جنگ جهانی دوم (۱۹۴۱ – ۱۹۴۵). به عنوان بخشی از سیاست “همسایه خوب! (Good Neighbor Policy)” آمریکا والت و گروهی از انیماتور ها در سال ۱۹۴۱ به آمریکای جنوبی فرستاده شدند، به آنها تضمین داده شده بود سرمایه لازم برای تولید انیمیشن بلند بعدی یعنی “سالودوس آمیگوس (Saludos Amigus)” به آنها داده خواهد شد. کمی بعد از اکران دامبو (Dumbo) آمریکا به طور رسمی وارد جنگ جهانی شد. ارتش ایالات متحده بیشتر امکانات استودیوی دیسنی را با قراردادی تامین کرد و کارمندان را برای آموزش و تولید فیلم هایی برای نیروهای نظامی به کار گرفت، پروژه هایی مانند کار تلویزیونی “چهره پیشوا (Der Fuehrer’s Face)” و انیمیشن بلند “پیروزی از طریق نیروی هوایی (Victory Through Air Power)” در سال ۱۹۴۳ اکران شدند. این فیلم ها درآمدی نداشتند و فیلم “بامبی (Bambi)” هم که در سال ۱۹۴۲ اکران شده بود از کیفیت لازم برخوردار نبود. انیمیشن “سه سوارکار (The Three Caballeros)” آخرین فیلم دیسنی در دوران جنگ بود. در سال ۱۹۴۴ ویلیم بنتون (William Benton) منتشر کننده دانشنامه بریتانیکا (Encyclopedia Britannica) گفتگوهای ناموفقی را برای تولید دوازده انیمیشن آموزشی با دیسنی آغاز کرد. در همان سال انیمیشن کوتاه آموزشی “آمازون بیدار می شود (The Amazon Awakens)” از سوی دیسنی عرضه شد.
بعد از دوران جنگ (۱۹۴۵ – ۱۹۵۵). اواخر دهه ۱۹۴۰ دیسنی آنقدر ترمیم شده بود که بتواند کار روی پروژه های آلیس در سرزمین عجایب و پیتر پن را که هر دو در دوران جنگ معلق شده بودند، ادامه دهد. همچنین در همان سال ها کار روی “سیندرلا (Cinderella)” آغاز شد، این انیمیشن موفق ترین کار دیسنی از “دوران سفیدبرفی و هفت کوتوله” از آب درآمد. با موفقیت انیمیشن های بلند دیسنی، دیگر کارهای کوتاه آن معروفیت قدیم را نداشتند. در این مورد بینندگان بیشتر جذب کارهای کمپانی برادران وارنر (Warner Bros.) و ستاره آن “باگز بانی (Bugs Bunny)” می شدند.
پارک های تفریحی (۱۹۵۵ – ۱۹۶۶). در اواخر دهه ۱۹۴۰ والت در سفری که به شیکاگو داشت طرح های اولیه یک پارک تفریحی را پیاده کرد که کارمندان دیسنی را در حال بازی با بچه هایشان تصویر می کرد. ایده های اولیه به یک مجموعه بزرگ تر که قرار بود “شهر دیسنی (Disneyland)” باشد ارتقا پیدا کرد. والت پنج سال از عمرش را وقف توسعه شهر دیسنی کرد، همچنین زیر مجموعه ای از کمپانی دیسنی تاسیس شد که کار طراحی و ساخت این پارک تفریحی را برعهده داشت. گروه کوچکی از کارمندان استودیو به عنوان مهندس و برنامه ریز به این پروژه پیوستند، نقش آنها مهندس ایده پردازی بود (کلمه Imagineers به جای engineers به آنها اطلاق می شد). وقتی والت به یکی از طراحان پارک ایده های اولیه را توضیح می داد گفت:
“می خواهم این پارک مثل هیچ چیز دیگری در جهان نباشد، و البته باید با یک قطار محاصره شده باشد!”
شهر دیسنی در ۱۸ جولای ۱۹۵۵ به طور رسمی افتتاح شد، یک روز قبل از آن شهردیسنی برنامه زنده ای را برای معرفی ترتیب داده بود که والت در آن برنامه این سخنان را ایراد کرد:
“به همه کسانی که به این محیط شاد آمده اند خوشامد می گویم. اینجا عمر، خاطرات خوب گذشته را دوباره زندگی می کند… اینجا جوانی می تواند چالش ها و وعده های آینده را استشمام کند. شهر دیسنی به ایده آل ها تعلق دارد، به رویاها و واقعیاتی که آمریکا را ساخته اند… به این امید که اینجا سرچشمه شوق و الهام به تمام جهان باشد.”
تجربه حوزه های جدید. بعد از تجریه شهر دیسنی کمپانی ورود به دیگر حوزه های تفریحی را نیز آغاز کرد. در سال ۱۹۵۰ “جزیره گنج (Treasure Island)” به عنوان اولین فیلم تمام زنده دیسنی معرفی شد. بعد از آن “بیست هزار فرسنگ زیر دریا (۲۰۰۰۰ Leagues Under the Sea)“، “فریادزن پیر (Old Yeller)“، “سگ پشمالو (The Shaggy Dog)“، “پوالیانا (Pollyanna)“، “خانواده رابینسون (Swiss Family Robinson)“، “دانشمند بی عقل (The Absent-minded Professor)“، و “دام پدر و مادر (Parent Trap)” هم آمدند. در سال ۱۹۵۵ اولین نمایش تلویزیونی روزانه دیسنی با نام “کلوب میکی ماوس (Mickey Mouse Club)” آغاز به کار کرد، پخش این برنامه با نسخه های متفاوتی تا اواسط دهه ۱۹۹۰ ادامه داشت.
در حالی که کمپانی به حوزه های جدیدی قدم می گذاشت والت وقت کمتری را به بخش انیمیشن اختصاص می داد در حالی که بیشتر کارها را به انیماتورهای کلیدی اش واگذار کرده بود، انیماتورهایی که بعدها به “نه مرد پیر (Nine Old Men)” دیسنی معروف شدند. در دوران حیات دیسنی، بخش انیمیشن کمپانی کارهای موفقی چون “دوشیزه و ولگرد (Lady and the Tramp)“، “زیبای خفته (Sleeping Beauty)“، “صد و یک سگ خالدار (One Hundred and One Dalmatians)“، و “شمشیر در سنگ (The Sword in the Stone)” را ارائه کردند.
پایان اسطوره. اواخر سال ۱۹۶۶ دیسنی تصمیم به انجام یک عمل جراحی گردن گرفت که قرار بود جراحتی قدیمی از بازی چوگان را ترمیم کند، اما عکس های پزشکی یک غده بزرگ سرطانی را در ریه سمت چپ او نشان دادند. پنج روز بعد والت برای عمل جراحی رفت اما غده آنقدر بزرگ بود که پزشکان مجبور به برداشتن کل ریه سمت چپ شدند. بعد از آن به والت خبر داده شد که بیش از شش ماه دیگر زنده نخواهد بود. ۳۰ نوامبر ۱۹۶۶ دیسنی در خانه از حال رفت و به بیمارستان منتقل شد، جایی که در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ یعنی ۱۰ روز پس از تولد شصت و پنج سالگی اش در آن جان سپرد.
منبع: wikipedia
منتظر ادامه این مطلب در کیک سیب باشید!
در آینده خواهید خواند:
به این نوشتار پاسخ بدهید :
|
|











افراد
ایده ها، نوآوری ها و اختراعات
متفرقه
فید نوشتارهای کیک سیب